• وبلاگ : و سپس هيچ كس نبود
  • يادداشت : ...
  • نظرات : 0 خصوصي ، 49 عمومي
  • ساعت ویکتوریا

    نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    در پشت جمجمه اش

    اتاقي در بسته بود

    در که باز

    بوي لطيفي روي سرم چرخيد

    شاخه ايي گل رز

    در دست هاي دختر خنديد

    و سرباز طعم شيرين بوسه هايش را

    مخفي کرده بود در اتاق .

    سلام . پادنوش به روز شد خواجات عزيز .