• وبلاگ : و سپس هيچ كس نبود
  • يادداشت : دايي نادر
  • نظرات : 5 خصوصي ، 85 عمومي
  • ساعت ویکتوریا

    نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
       1   2   3   4   5    >>    >
     
    ديگه سري به من نمي زني
    سلام..........

    ما که سرمان تا ته


    توي زندگي خودمان بود


    .

    .

    .

    تو آمدي و ايراد گرفتند


    چرا اين امضا به شکل پرستوست


    و گر نه که ما سرمان ...


    .

    .

    .

    يا به عبارت ديگر اين تلفن


    هيزي مي کند با بوق آزاد


    .

    .

    .

    همين طور نشسته بوديم وسط زندگي


    با پيژامه ي راه راه

    .

    .

    .

    اين قسمت هاش رو بسيار زياد دوست مي داشتم

    سلام
    باگفتگوي منحصربه فرد و منتشر نشده اي از طاهره صفارزاده به روزم.

    + ميخوش ولي زاده 

    سلام جناب خواجات شعرتان را خواندم.

    ممنون كه تشريف فرما شدين.

    حق با شماست.

    اميداورم جناب پاشا هم نقطه نظرشان همراه با تجديد نظر باشد که ديگر شايد بايد منتظر آن بود که عده اي بيايند به عمد نگارش کلامات را به دلخواه انجام دهند .اينجا هست که جنگ معني و زبان ديدنيست.

    موفق باشيد.

    سلام، شعر زيبايتان را خواندم.

    من هم به روزم.

    درود.

    سلام.با يک شعر جديد از خودم آپم و منتظر نظرت دوست گرامي[گل]

    قلمتان پاينده

    درود آقاي خواجات - عالي بود-خوشحالم كه اينجا شما را يافتم غير از كتابها -سر ي هم به اين پنجره بزنيد

    سلام بر بهزاد خواجات عزيز 5 سال ابادان بودم و متاسفانه نشد كه شما رو ببينم تا اهواز راهي نبود و تا قسمت شدن راه زياد بود در وبلاگ خرس منتظر نظرات سازنده ي شمام به خصوص درباره ي شعر عاشقانه ي سر نيزه و درباره ي شعر خطابه اي در متينگ عشاق

    درود

    منتقد نيستم همين لذت برايم كافي بود...

    انتظارت را ميكشم...

    ((از قبيل همين قبيله ام))

    امين.م

    سلام ووالسلام......
    ما كه سرمان تا ته ... خوب شد كه اگرچه دير فرصتي پيش آمد كه براي خواندن سيا ههايم بخوانمت بيايي خوشحال مي شوم براي خواندن اوفليا و و...

    با درود پيام فرستادن کمي مشگل فرستاده مي شه اگر ممکن است بررسي بفرما.چارمين کامنتي است که طي روزها ي متمادي فرستادم يا قبول نمي كنه دستگاه يا به بخش خصوصي مي ره اينم معضلي ست براي من كرمانشاهي.كوروش.ه


    ما که سرمان تا ته

    توي زندگي خودمان بود

    تو آمدي و آن سنگ قبر

    در بعد از ظهر نحسش

    بهزاد گرامي شاعر خجسته!با اين شروع شعر درخشان و سخره گرفتن مرگ و طنزي كه در لايه ها ي دروني متن بود به لذت زبانت رسيدم كه سرفراز تر از هميشه جلو مي روي .و كارنا مه ي درخشاني به شعر امروز افزوده مي كني .با احترام و مهر .و تبر يك براي مدرك تحصيلي ات ! گرم ياد آوري يا نه من از يادت نمي كاهم

       1   2   3   4   5    >>    >